پرويز اذكائى
6
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
بلوچى ) در جنوب شرقى آن سرزمين باشد . نگرهء نژادشناختى در خصوص « آلپى » بودن عيلامىها با واقع زبانشناختى سازگارى دارد ؛ و بسا حاكى از گسترش عناصر زبانى « قفقازى » از سرزمين دوردست هند به طرف مغرب - از طريق عيلام و زاگروس - تا آسياى صغير باشد . بسيارى از عناصر زبانى مزبور در السنهء قديمهء كاسى ، لولوبى و گوتى رايج در جبال زاگروس وجود دارد ، كه اينها فقط براساس شباهت است ، نه وحدت زبانى ، بسا كه حاكى از مناسبات قومى آنها باشد . بههرحال ، زبان عيلامى از گروه زبانهاى قفقازى با السنهء اقوام لولوبى و گوتى خويشاوندى داشت ، اما از آنها متمايز بود . اين زبان كه نه هند و اروپايى ( - آريايى ) بود ، و نه سامى ، بل در وجه غالب « هندى » بود ، چنانكه گذشت ، نوشتار تصويرى ( - هيروگليفى ) آن در هزارهء سوم ( ق . م . ) كه نظام تصويرى سومرى به صورت كتابت ميخى درآمد ، طى سدههاى 23 و 22 ق . م . بناى تحوّل گذاشت ؛ و علائم هجايى براى ضبط زبان عيلامى معمول شد كه بالمرّه صورت اكدى يافت . دبيران عيلامى آگاهانه از همهء امكانات خطّ ميخى خارجى استفاده كردند ، آن را تا مرز خطّ الفبايى ساده نمودند . اينك خطّ عيلامى متأخّر كه از چپ به راست خوانده مىشود ، تقريبا تمام علائم ميخى آن نظر به منشأ آكادى آنها شناخته آمده ، سنگنبشتهها و لوحههاى عيلامى را امروزه بدون زحمت مىتوان قرائت كرد « 1 » 3 . خط مادى در واقع بايستى پيش از اين عنوان ، اشارتى به خطّ « اورارتويى » و « ماننايى » برود كه در شمال غرب ايران بر گرتهء خط ميخى « آشورى » پديد آمد ( سدهء 10 - 9 ق . م . ) - خود اين خط نيز مسبوق به خطوط ميخى « هورى » - « ميتانى » و اىبسا « هيتىهاى » هند و اروپايى ( هزارهء دوم ق . م . ) در آسياى صغير بوده است « 2 » . زيرا خط و كتابت ( ميخى ) هخامنشى - يا اصطلاحا « فارسى باستان » - كه مبدع آن مادان بودهاند ، از لحاظ خطبه و انشاء در نويكندهها با نمونههاى پيشين اورارتويى مطابق باشد ؛ و هم دانسته است كه كشورهاى
--> ( 1 ) . The cambridge history of Iran , vol . 2 , pp . 2 - 3 , 9 . / History of Early Iran , دنياى گمشدهء عيلام ( هينتس ) ، ص 43 - 45 . PP . 13 - 14 , 19 , 35 / ( 2 ) . تاريخ خطهاى جهان ( يوهانس فريدريش ) ، ص 61 - 64 .